Tag archive

تمثیل

به سوی دانایی

دربارهٔ یلدا

یلدا واژه‌ای آرامی (سریانی) است به معنای زایش و تولد؛ میلادِ نور. واژه ظاهراً از طریق مهاجرانِ مسیحی در عهد ساسانی وارد زبان و فرهنگ ایرانی شده است. البته سنتِ گرامی‌داشت طولانی‌ترین شب سال و زایش نور و پیروزی آن بر تاریکی، بسیار کهن‌ است و منحصر به اقوام ایرانی هم نیست. خیلی از چیزها…

تفکر پاکیزه و موجز

ضرب‌المثل‌ منفک نداریم

ضرب‌المثل‌ها منفک و صلب نیستند، بلکه در کنار همدیگر معنا پیدا می‌کنند و معنا و کارکردی سیال دارند. این درست که هر کدام در یک موقعیت خاص به کار می‌آیند، اما نمی‌توانیم از آن‌ها به صورت منفک و مستقل معنایی فرهنگی و ثابت استخراج کنیم.

به سوی دانایی

خدمات درمانی: اولین یا آخرین راهِ حل؟

نگاه ما به خدمات درمانی یا پزشکی چگونه باید باشد؟ در صورت ناخوشی، آیا مراجعه به این نوع خدمات که ماهیتی صنعتی-اقتصادی-حرفه‌ای دارند را جزوِ گزینه‌های اولیه در نظر می‌گیریم یا آخرین‌ها؟ حرف من در این یادداشت این است که خدمات درمانی را باید به عنوان نوع نوعی فاصله گرفتنِ ضروری و اضطراری در نظر گرفت.

تفکر پاکیزه و موجز

دربارهٔ کلّ و اجزاء

فرض کنید کارشناسی هستید که قرار است کیفیتِ یک فرشِ احتمالاً بسیار گران‌قیمت را ارزیابی کند. در نقدِ آن فرش به کدام بیشتر توجه می‌کنید: کلّ یا اجزاء؟ کلیّت یا جزئیات؟ کیفیتِ یک اثرِ هنری را چطور؟ آن‌را در کلیّتش جستجو می‌کنید یا در جزئیاتش؟ به همین نحو می‌توان سؤال‌هایِ مشابهی طرح کرد: ارزشِ یک کالایِ صنعتی در کلیّتش است یا در جزئیاتش؟ کیفیت یک غذا به کلیّت آن مربوط است یا جزئیاتش؟ کیفیتِ یک تحقیقِ علمی در کلیّتِ روش و نتایجِ حاصله‌اش است یا در جزئیاتِ آن؟ اعتماد و اعتباری که به تدریج بینِ دو انسان شکل می‌گیرد بیشتر مبتنی بر اندیشه‌ها و گفتارها و رفتارهایِ کلّیِ آن‌هاست یا جزئیاتِ آن‌ها؟ کیفیتِ زندگی در یک شهر بیشتر تابعِ خصوصیت‌هایِ کلّیِ حاکم بر زندگیِ مدنی در آن شهر است یا جزئیاتِ آن؟ این‌ها پرسش‌هایی هستند که هر روز و به شکل‌هایِ مختلف با آن‌ها مواجه می‌شویم. در این نوشته سعی می‌کنم با نگاهی نظری و ذکرِ چند مثال پاسخِ این پرسش‌ها را بدهم.

بروید بالای صفحه