Category archive

به سوی دانایی

به سوی دانایی

خدمات درمانی: اولین یا آخرین راهِ حل؟

نگاه ما به خدمات درمانی یا پزشکی چگونه باید باشد؟ در صورت ناخوشی، آیا مراجعه به این نوع خدمات که ماهیتی صنعتی-اقتصادی-حرفه‌ای دارند را جزوِ گزینه‌های اولیه در نظر می‌گیریم یا آخرین‌ها؟ حرف من در این یادداشت این است که خدمات درمانی را باید به عنوان نوع نوعی فاصله گرفتنِ ضروری و اضطراری در نظر گرفت.

به سوی دانایی

راهِ مبارزه با استرس: پذیرش و انعطاف

در زندگی‌های پرسرعتِ امروز داشتن قدری نگرانی و استرس طبیعی و بلکه اجتناب‌ناپذیر است. اما گاهی این استرس از حد می‌گذرد و آزاردهنده و منفعل‌کننده می‌شود. این یادداشت تلاشی است برای پاسخ دادن به این سؤالِ دوستی که اخیراً از من پرسید «آیا راه مؤثری برای کم کردن استرس سراغ دارم؟»

به سوی دانایی

کی حاضر می‌شوید خرافه‌های دینی را دور بریزید و نماز آیات بخوانید؟

باورهای دینی به انسان پیش‌از‌مدرن کمک می‌کردند که ضمن یادآوری جهل و عجز بنیادی خود در مقابل جبر مهیب جهان به نوعی آرامش درونی دست یابد. مدرنیت آمد و با نورافکن‌های نیرومندش جامعه و جهان را روشن‌تر نمود و نگاه دینی را به بهانهٔ این که چیزی بیش از خرافات نیست به سخره گرفت و به حاشیه راند. اما انسان مدرن روزی خواهد فهمید که در سطحی دیگر هنوز همان موجود جاهل و عاجزی است که همیشه بوده و اگر آرامش می‌خواهد باید شیوه‌ای (دینی یا غیردینی) برای کنار آمدن با این حقیقت انسانی بیابد.

به سوی دانایی

روی‌کردهای اشتباه در انتخاب و خواندن منابع خبری و تحلیلی—قسمت دوم (پایانی)

در قسمت اول این یادداشت دو قسمتی نوشتم که می‌خواهم برخی از تجربیاتم دربارهٔ رویکردهای ناکارآمد و چه بسا اشتباه نسبت به مقولهٔ انتخاب و خواندنِ خبر و تحلیل را با شما به اشتراک بگذارم. به صورت شهودی منابعِ خبری را به چهار گروه تقسیم کردم و مضرات و مزایای افراط و تفریط در اعتمادکردن یا نکردن به مطالب هر گروه را شرح دادم. در قسمت دوم (و پایانی) این یادداشت به هشت اشتباهِ دیگر می‌پردازم.

به سوی دانایی

روی‌کردهای اشتباه در انتخاب و خواندن منابع خبری و تحلیلی—قسمت اول

در برخوردهایی که با آشنایان نزدیک و دور دارم متوجه ‌شده‌ام که هنوز برخی از دوستان نسبت به مقولهٔ خواندنِ خبر و تحلیل و انتخابِ‌ منابعِ قابلِ اعتماد دچار روی‌کردهای ناکارآمد و چه بسا اشتباهی هستند. بنابراین، در این یادداشت (که در دو بخش منتشر می‌کنم) قصد دارم از تجربیاتم در رابطه با اشتباهاتِ احتمالی در مقولهٔ خوانشِ خبر و تحلیل بگویم. تک‌تک این موارد احتمالاً برای برخی از خوانندگان واضح و بدیهی باشند، اما فکر می‌کنم مجموعهٔ آن‌ها در کنار یکدیگر فرمولِ کمیابی را تشکیل می‌دهند که شاید برای خیلی از دوستان جالبِ توجه باشد. به هر حال در این‌جا قصد ندارم چیزی را «ثابت» کنم، بلکه صرفاً برایتان از تجربهٔ شخصی‌ام «می‌گویم». امیدوارم همه یا بخشی از آن به کار شما نیز بیاید.

به سوی دانایی

دربارهٔ پیش-از-نوشتن

وقتی دربارهٔ «نوشتن» حرف می‌زنیم، معمولاً ذهن‌مان به سراغِ فنونِ نگارش واژه‌ها می‌رود. اما نوشتن به چیدمانِ هدفمندِ واژه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه فرایندی است که از مدت‌ها پیش آغاز می‌گردد و شامل مجموعهٔ مهارت‌هایی است که فرد را قادر می‌سازند خوانده‌ها، دیده‌ها، شنیده‌ها، اندیشه‌ها، عواطف و مجموعاً تجربه‌هایش را به آن‌چه قابلِ نوشته شدن است تبدیل سازد. به این فرایند «پیش-از-نوشتن» می‌گویم. برخلافِ آن‌چه در کارگاه‌های داستان‌نویسی یا آموزه‌های مربوط به فنِ نوشتن مرسوم است، فکر می‌کنم بزرگ‌ترین چالش‌های نوشتن را باید در پیش-از-نوشتن جستجو کرد. اگر نوشتن را دشوار می‌یابیم، احتمالاً به این خاطر است که پیش‌نیازهای آن‌ را فراهم نساخته‌ایم. اما پیش-از-نوشتن چیست و چرا دشوار است؟ در این جُستار به سه ویژگیِ مهم دوران معاصر که پیش-از-نوشتن—و به تبعِ آن نوشتن—را دشوارتر می‌کنند اشاره می‌کنم.

بروید بالای صفحه