عواقب ترور سردار

در سیاست روز توسط

حتماً از خبرهای ناراحت‌کننده و خطرناک امروز صبح مطلع هستید. مهم‌ترین آن‌ها این است که سردار قاسم سلیمانی فرماندهٔ عالی‌رتبه و برجستهٔ ایرانی همراه با ابومهدی المهندس فرماندهٔ میدانی شبه‌نظامیان حشد شعبی به دست نیروهای آمریکا ترور و شهید شده است. فکر نمی‌کنم بتوانم چیزی به آن‌چه تاکنون در این‌باره گفته شده—یا خواهد شد—اضافه کنم. اما می‌نویسم که بخشی از وزن زیادی که روی ذهنم هست سبک‌تر شود و امیدوارم شما نیز چیزی مفید در این یادداشت بیابید. متناسب با تحولات جدید، این یادداشت را در ساعت‌ها یا روزهای آتی تکمیل خواهم کرد.

قاسم سلیمانی قصد داشت امروز در مراسم تشییع کشته‌شدگان عراقی که در حملهٔ سه روز پیش نیروهای آمریکایی به پایگاه‌های مرزی در عراق و سوریه کشته شده بودند شرکت کند. مقامات آمریکایی مدعی هستند که او قصد سازمان‌دهی حملاتی به نیروهای آمریکایی را داشته است؛ ادعایی که توسط منابع دیگر رد یا تأیید نشده است. آن‌طور که مقامات آمریکایی می‌گویند آن‌ها مدت‌هاست که قصد ترور او را داشته‌اند. چند روز پیش آیت‌الله خامنه‌ای در واکنش به حملهٔ ارتش آمریکا به نیروهای عراقی گفته بود «آمریکایی‌ها دارند انتقام داعش را از حشدالشعبی می‌گیرند.»[۱]Khamenei, A., 2020. . @Khamenei_fa. URL https://twitter.com/Khamenei_fa/status/1212290714131939328 همین را دربارهٔ ترور سردار سلیمانی نیز می‌توان گفت.

تعداد قابل توجهی از روزنامه‌نگاران و فعالانی که در سازمان‌ها و رسانه‌های خارجی منتقد یا معارض ایران فعالیت می‌کنند به شکلی زشت از شهادت سردار سلیمانی ابراز شادمانی کرده‌اند. درک این افراد برای من بسیار دشوار است و نمی‌توانم آن‌ را به سادگی با این استدلال که فرضاً آن‌ها حقوق‌بگیر دشمنان ایران هستند توجیه کنم. به نظر من آن‌ها مجرایی یافته‌اند که خشم خود را بر سر کسی خالی کنند و این البته مایهٔ تأسف است. حتی اگر منتقد جدی سیاست‌های جمهوری اسلامی یا نقش سپاه پاسداران باشیم—که به جای خود بحثی معتبر است—نمی‌توانیم انکار کنیم که امثال سردار سلیمانی جان‌برکف‌هایی بودند که در سخت‌ترین شرایط در کنار بخش بزرگی از مردمان سوریه، عراق و البته ایران ایستادند. شایسته‌تر می‌بود که این افراد دست کم دربارهٔ کشته‌شدن او سکوت می‌کردند.

فکر می‌کنم این ترور قواعد درگیری بین دولت‌ها و نیروهای مختلف حاضر در منطقه را برای سال‌ها و چه بسا دهه‌ها تغییر خواهد داد. نه به این دلیل که یک شخص، هر چقدر هم که مشهور یا زبردست بوده باشد، اهمیت راهبردی دارد. بلکه به این دلیل که کشتن مقام ارشد نظامی یک دولت قانونی، آن هم در شرایط غیرجنگی، در خارج از کشور و با تعدی به حاکمیت ملی عراق به معنای شکستن خطوط قرمز زیادی است. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر می‌شود که توجه کنیم دولت آمریکا رسماً مسئولیت این ترور را به عهده گرفته و آن را در راستای دفاع از سربازان آمریکایی مستقر در عراق خوانده است. اما از لحاظ حقوق بین‌الملل این کار غیرقانونی و مصداق تروریسم دولتی است. این نکته را برخی کارشناسان حقوق بین‌الملل نیز تأیید کرده‌اند[۲]Callamard, A., 2020. . @AgnesCallamard. URL https://twitter.com/AgnesCallamard/status/1212918159096864768. به هر حال کسی که این همه خط قرمز را می‌شکند حتماً باید عواقب آن را در نظر گرفته باشد. به نظر می‌رسد ترامپ آن‌چنان در توهم استثنابودن آمریکا و آسیب‌ناپذیری ارتش آمریکا فرو رفته که فکر می‌کند دولتش می‌تواند هر قانون و قاعده‌ای را زیر پا بگذارد و هر کاری را در مصونیت کامل انجام دهد. آینده اشتباه و خطرناک بودن این توهم را به او نشان خواهد داد.

اما این به این معنا نیست که آمریکا هیچ برنامه‌ای برای این ترور نداشته است. قطعاً برنامه‌ریزی مفصلی در کار بوده، زمینه‌چینی‌هایی انجام شده و پیش‌بینی‌هایی برای هفته‌ها و ماه‌های آتی انجام داده‌اند. فرضاً می‌توانیم به خاطر بیاوریم که در ماجرای حملهٔ معترضان به سفارت آمریکا در بغداد از میان آن همه تصویر موجود، رسانه‌های بین‌المللی تأکید ویژه‌ای بر شعار «قائدی سلیمانی» (رهبر من سلیمانی است) داشتند. احمد زیدآبادی معتقد است که امثال این خبر نشان از توطئهٔ بزرگ‌تری می‌دهند و علت خاصی داشته‌اند.[۳]https://t.me/ahmadzeidabad/1043

نیروهای بزرگی در کار هستند که عراق را به محیطی خصمانه علیه ایران تبدیل کنند. طبعاً حذف یک فرماندهٔ نظامی نمی‌تواند تغییری کلیدی در معادلات منطقه ایجاد کند. بسیاری معتقدند که چنین حرکت‌های خصمانه‌ای از سوی ارتش آمریکا افکار عمومی عراق و فضای سیاسی این کشور را از آمریکا دورتر و به ایران نزدیک‌تر می‌کند و چه بسا منجر به اخراج نیروهای آمریکایی از عراق شود. هر چه باشد کارهای اخیر آمریکا نه تنها نقض حاکمیت ملی عراق، بلکه حملهٔ مستقیم به نیروهای نظامی این کشور و به واقع اعلان جنگ به آن نیز هست. در همین راستا نخست‌وزیر عراق قاسم سلیمانی و سایر کشته‌شده‌های اخیر را «شهید» خطاب کرده و از مجلس عراق درخواست کرده تا وضعیت نیروهایی آمریکایی در عراق را بررسی کنند[۴]Magnier, E.J., 2020. . @ejmalrai. URL https://twitter.com/ejmalrai/status/1213005297943494656. بسیار محتمل است که مجلس نیز تصمیم بگیرد نیروهای آمریکایی حق ماندن در‌ عراق را ندارند. البته عراق به عنوان کشوری که دولت ضعیفی دارد و در وضعیت نیمه‌اشغال‌شده توسط ارتش آمریکا به سر می‌برد نمی‌تواند به راحتی اراده‌اش را بر آمریکا تحمیل کند؛ مگر این‌که در آن سو نیز اراده‌ای برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق وجود داشته باشد.

البته همهٔ سناریوهای ممکن چنین خوش‌بینانه نیستند. می‌توان مانند عبدالله شهبازی سناریوهایی را تصور کرد که در آن‌ها برنامه‌‌های مفصلی برای سرکوب و تسویهٔ نیروهای وابسته به ایران در عراق اجرا می‌شود. اتفاقی که می‌تواند به جنگ داخلی در عراق بیانجامد و چه بسا منجر به ظهور داعش‌ها یا صدام‌های جدیدی گردد[۵]https://t.me/abdollahshahbazi/5049. یا فرضاً در صورت بروز درگیری‌ بزرگی بین نیروهای آمریکایی و عراقی-ایرانی ممکن است آمریکا وادار به لشگرکشی مجدد به عراق شود؛ یعنی تعداد نیروهای آمریکایی در عراق به جای کم شدن دو چندان شود. در این حین آمریکا در حال تقویت حضور نظامی خود در منطقهٔ خاورمیانه است[۶]Browne, R., 2020. US to deploy thousands of additional troops to Middle East following Soleimani killing. CNN..

این ترور با تأیید شخص ترامپ انجام شده است، بنابراین صرف نظر از برنامه‌ریزی‌های کلانی که ممکن است توسط دولت پنهان در آمریکا در حال انجام باشد، شخص او در آن بهره‌ای سیاسی جستجو کرده است. ترامپ در شعارهای انتخاباتی‌اش و همین‌طور دوران ریاست‌جمهوری‌اش تاکنون وعدهٔ پرهیز از جنگ و کاهش حضور نظامی آمریکا در نقاط مختلف جهان را داده، اما با ترور سردار سلیمانی او کشورش را به سرعت به سوی جنگ با ایران هدایت کرده است. انگیزه‌های احتمالی او از کاری که ظاهراً خلاف وعده‌های انتخاباتی‌اش است چیست؟

یک انگیزهٔ او را می‌توان در راستای راضی نگاه داشتن عربستان سعودی، اسرائیل و لابی‌های نیرومند صهیونیستی در آمریکا در نظر گرفت تا به او کمک کنند در انتخابات آتی پیروز شود. دیگر این‌که پروندهٔ استیضاح ترامپ به سنای آمریکا رفته و اگر چه در ظاهر بعید است اکثریت جمهوری‌خواه آن را تأیید کنند، اما شاید ترامپ نگران است دسیسه‌ای در کار باشد و رأی برخی سناتورهای جمهوری‌خواه به زیان او برگردد. شاید او می‌خواهد با ایجاد شرایط جنگی یا شبه‌جنگی شانس استیضاح شدنش را به نزدیک صفر برساند.

برخی می‌گویند ترامپ قصد داشته با این کار فضای عراق را برای نیروهای آمریکایی ناامن کند و به این ترتیب بهانه‌ای نیرومند برای خروج آبرومندانهٔ این نیروها از عراق بیابد. به نظرم این استدلال ضعیفی است. اولاً واکنش ایران به ترور سردار سلیمانی قابل پیش‌بینی نیست و می‌تواند نتیجهٔ معکوس دهد و آمریکا را وادار به گسترش حضور نظامی در عراق کند. ثانیاً خروج آمریکا بعد از هرگونه واکنش ایران به این ترور به معنای ضعف آمریکا تلقی خواهد شد و نمی‌تواند «آبرومندانه» تلقی شود!

عده دیگری می‌گویند ترور سردار سلیمانی صرفاً یک اشتباه بوده و نیروهای آمریکایی نمی‌دانسته‌اند او در آن خودرو است ولی بعد از عمل انجام شده سعی کرده‌اند از آن بهره‌برداری سیاسی کنند و وانمود کنند برنامه‌ای از پیش‌ طرح‌ریزی‌شده‌ بوده است. مجموعهٔ اطلاعاتی که در دسترس من قرار دارد به من می‌گوید که این گزینه محتمل نیست، اما شایعهٔ ارزشمندی است و ذهن‌هایی را به سوی خود می‌کشد و می‌تواند اندکی از وزن مسئولیت را از دوش مسببان این ترور بردارد.

دیگر این‌که می‌گویند ترامپ قصد داشته با اعمال فشاری ناگهانی و حرکتی تکان‌دهنده علیه ایران، جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی و آمدن به میز مذاکره کند. با این استدلال که آمریکا پیش از این، در ماه‌های آخر جنگ عراق و ایران چنین کرده است: دخالت نظامی به سود عراق و حتی ساقط کردن (ظاهراً تصادفی) هواپیمای مسافری ایرانی. این استدلال با علاقهٔ ترامپ به راهبرد «فشار حداکثری بر ایران» همخوانی دارد. ظاهراً او به طور کاملاً توهم‌آلودی بر آن است که هنوز راه مذاکره با ایران باز است و به آن گوشهٔ چشمی دارد. او در یکی از توییت‌های ظفرنمون خود می‌گوید «ایران در هیچ جنگی پیروز نشده، اما در هیچ مذاکره‌ای هم نباخته است.»[۷]Trump, D.J., 2020. . @realDonaldTrump. URL https://twitter.com/realDonaldTrump/status/1213078681750573056 این در حالی است که گزارشی ۱۳۰۰ صفحه‌ای که اخیراً به سفارش ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ عراق تهیه شده بود چنین نتیجه گرفته که ایران تنها برندهٔ جنگ ده سالهٔ آمریکا در عراق بوده است[۸]“The U.S. Army in the Iraq War—۲۰۰۳-۲۰۰۶ (Volume 1): Invasion ● Insurgency ● Civil War” and “The U.S. Army in the Iraq War—۲۰۰۷-۲۰۱۱ (Volume 2): Surge and Withdrawal” (No. 1-58487-777–۴), ۲۰۱۹٫ Strategic Studies Institute and U.S. Army War College Press.. حتی اگر قصد ترامپ واقعاً چنین بوده باشد، بعید می‌دانم حاصلی جز نمایشی توییتری برای مخاطبان خودش داشته باشد و صرف‌نظر از درستی یا نادرستی ادعای ترامپ، ترورهای اخیر چشم‌انداز مذاکره با ایران را به کلی تاریک و غیرمحتمل کرده است.

اما واکنش ایران چه خواهد بود؟ شکی نیست که ایران علاقه‌ای به ورود به جنگی مستقیم و ویران‌گر با آمریکا را ندارد. چنین جنگی نمی‌تواند محدود باقی بماند و در صورت گسترده شدن و کشیده شدن جدی ارتش آمریکا به آن تلفات و ویرانی بی‌اندازه‌ای بر ایران و منطقه تحمیل خواهد کرد. از طرفی، ایران نمی‌تواند حرکت خصمانه‌ای در این حد بزرگ و تحریک‌آمیز را بدون پاسخ بگذارد. آیا راهی وجود دارد که پاسخی درخور به آمریکا داده شود، ولی در عین حال مفری برای پرهیز از جنگ باقی بگذارد؟

ایران ظاهراً پاسخی محرمانه از طریق سفارت سوئیس برای آمریکا فرستاده است. اما در حال حاضر بهترین مرجع برای حدس زدن پاسخ ایران بیانیهٔ شورای عالی امنیت است که امروز منتشر شده است. در این بیانیه گفته شده که این حمله «خطای راهبردی آمریکا در منطقهٔ غرب آسیا بوده» است. این نشان می‌دهد که دامنهٔ واکنش‌های احتمالی ایران از خاورمیانه فراتر می‌رود و کل منطقهٔ غرب آسیا را در بر می‌گیرد؛ فرضاً می‌تواند شامل پاکستان یا افغانستان نیز باشد. در ادامه آمده که انتقام ایران «در زمان و مکان مناسب» صورت خواهد گرفت. پیام واضح است. هیچ دلیلی ندارد که واکنش ایران ناگهانی باشد یا حتی در عراق رخ دهد. ایران با باز گذاشتن امکان انتخابِ زمان و مکان دلخواهش برای پاسخ‌گویی تصمیم معقولی اتخاذ کرده است. بیانیه با تأکید بر «پیوند ناگسستنی دو ملت ایران و عراق» پایان می‌یابد؛ موضوعی که با توجه به اقدامات اخیر دولت آمریکا در نقض حاکمیت عراق زمینهٔ مساعدتری یافته است.

در واقع ایران چاره‌ای جز طرح نوعی واکنش درخور ندارد. معنای بی‌واکنشی این خواهد بود که آمریکا یا دیگران می‌توانند با خیال راحت و بی‌دغدغه هر حرکت خصمانه‌ای علیه ایران انجام دهند و هر خط قرمزی را بشکنند. ایران هم همین را می‌گوید که قطعاً واکنشی درخور نشان خواهد داد، اما نه لزوماً به صورت فوری و در عراق. در مجموع این بیانیه نشان می‌دهد که ایران، مثل گذشته، دارای صبر راهبردی است و از واکنش‌های هیجان‌آلود پرهیز می‌کند. فکر می‌کنم بخش بزرگی از پاسخ ایران به صورت تدریجی، پراکنده و راهبردی انجام گیرد و در بسیاری از موارد جنبهٔ سیاسی خواهد داشت به گونه‌ای که اثر آن طی چند ماه یا سال حس شود و چه بسا با تحولات مربوط به انتخابات آتی در آمریکا نیز هماهنگی‌هایی داشته باشد، اما در هیچ لحظه‌ای آن‌قدر شدید نباشد که آمریکا را وادار به واکنش نظامی مستقیم کند. بهترین پاسخ البته پاسخی است که اندیشیده باشد و همهٔ جوانب کار را در نظر گرفته باشد.

به رفتار کشورهایی نظیر چین یا روسیه در منطقه دقت کنید. این کشورها با اسرائیل و عربستان و ایران و پاکستان و ترکیه و قطر و امارات روابط خوب یا عالی دارند. چرا؟ به این دلیل واضح که برنامهٔ بلندمدتی برای حضور در منطقه دارند. این را مقایسه کنید با رفتار دولت آمریکا در منطقه. آمریکا، اسیر در توهم قدرتِ بی‌پایانِ خود، چنان رفتار می‌کند که گویی آینده‌ای در منطقه نمی‌خواهد. یروند آبراهامیان این نکته را به خوبی خلاصه می‌کند: «عموم ایرانی‌ها آمریکا را به عنوان دولتی که علیه دولت دکتر محمد مصدق کودتا کرد می‌شناختند. حالا با ترور قاسم سلیمانی، آن‌ها آمریکا را به عنوان یک دولت تروریست هم خواهند شناخت. مهم‌ترین برندهٔ ترور قاسم سلیمانی داعش است که در غیاب او دوباره تقویت خواهد شد.»

این یادداشت را که ممکن است پی‌نوشت‌هایی به آن اضافه کنم با این توییت که به محتوای آن امید دارم به پایان می‌برم:

آن زندگی پرثمر، مرگ پرثمر خواهد داشت. تماشا کنید.[۹]zeno, 2020. . @zenomek. URL https://twitter.com/zenomek/status/1212928817322442753

  • پی‌نوشت‌ها و مطالب خواندنی دیگر:
    برنهارد، نویسندهٔ وبلاگ ماه آلاباما معتقد است آمریکا با ترور سردار سلیمانی به ایران اعلان جنگ داده و از این کار پشیمان خواهد شد. (مطلب به انگلیسی)
  • یکی از مقامات بلندپایهٔ دولت ریگان می‌نویسد ترامپ در آستانهٔ رهایی از مضحکهٔ استیضاح جرمی قابل استیضاح مرتکب شد: بدون اجازهٔ کنگره به کشوری دیگر حمله کرد و قانون را به سخره گرفت. وظیفهٔ او اجرای قانون است، نه شکستن آن. دموکرات‌ها حالا بهانه‌ای واقعی برای استیضاح او دارند. البته او تأکید می‌کند که دموکرات‌ها از این فرصت بهره‌برداری نخواهند کرد، چون ترامپ حامیان قدرتمندی در بین صهیونیست‌ها دارد. (مطلب به انگلیسی)
  • کریس هجز[۱۰]Chris Hedges از بی‌تدبیری آمریکا در منطقه و عواقب درگیری با ایران می‌نویسد. از نظر او این روند علاوه بر خسارت‌های بی‌شمار جانی و مالی به معنای پایان امپراطوری آمریکا خواهد بود. (مطلب به انگلیسی)
  • گراهام فولر[۱۱]Graham E. Fuller، تحلیل‌گر سابق سازمان سیا: برای مدتی کوتاه انحصار حملات پهپادی با آمریکا بود. اما حالا همه از آن استفاده می‌کنند. حملات سایبری نیز همین‌طور. ترور سلاح خطرناکی است؛ آمریکا با ترور سردار سلیمانی جعبهٔ پاندورای جدیدی را باز کرده که اثرات نامطلوب آن دیریازود به خودش باز می‌گردد. (مطلب به انگلیسی)
  • کرگ مورای[۱۲]Craig Murray توضیح می‌دهد که استفادهٔ دولت آمریکا از لفظ «حملات قریب‌الوقوع»[۱۳]imminent attacks برای ارائهٔ دلیل ظاهراً محکمه‌پسند برای ترور سردار سلیمانی مبنای حقوقی ندارد و مبتنی بر دکترین بیت‌لحم[۱۴]Bethlehem Doctrine of Pre-Emptive Self Defence برای حملهٔ دلبخواهیِ پیش‌گیرانه است. (مطلب به انگلیسی)
  • عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر عراق در جلسهٔ رأی‌گیری برای اخراج نظامیان خارجی از عراق که بدون رأی مخالف تصویت شد نکته‌های مهمی را دربارهٔ تحولات مربوط به ترور سردار سلیمانی فاش کرد. او گفت که عراق میانجی بین ایران و عربستان بوده و سردار سلیمانی قرار بوده پاسخ ایران به پیام عربستان را به عراق بیاورد. (لینک)
  • ماه آلاباما به چند نکتهٔ تاریخی مهم اشاره می‌کند که این روزها در رسانه‌های جریان اصلی حذف یا تحریف می‌شوند. ایران و سردار سلیمانی در دست کم دو موقعیت بزرگ با هم همکاری کرده‌اند: یکی در بخشی از جنگ با طالبان طی سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ و دیگری در بیرون راندن داعش از عراق و به خصوص عملیات آزادسازی تکریت در سال ۲۰۱۵. همچنین ادعایی این روزها زیاد تکرار می‌شود مبنی بر این که ایران سربازان آمریکایی زیادی را کشته که حقیقت ندارد. فقط ۱۷٪ کشته‌های آمریکایی مربوط به شبه‌نظامیان شیعه می‌شدند که آن‌ هم عمدتاً به گروه‌هایی مانند صدر مربوط بودند که رابطهٔ کمتری با ایران داشتند. همین‌طور این ادعا که بمب‌های کنار جاده‌ای توسط ایران تأمین یا حمایت می‌شده درست نیست. این داستان ساختهٔ پنتاگون و بخشی از جنگ روانی آن‌ها بوده تا شکست خود در عراق را توجیه کنند. در نهایت، با نقل قول از رهبر مقاومت لبنان، ماه آلاباما به راهبرد پاسخ‌گویی به ترور سردار اشاره می‌کند که بناست اخراج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه باشد که البته با شعارهای تبلیغاتی ترامپ نیز هماهنگی دارد. (مطلب به انگلیسی)


  1. Khamenei, A., 2020. . @Khamenei_fa. URL ">https://twitter.com/Khamenei_fa/status/1212290714131939328 

  2. Callamard, A., 2020. . @AgnesCallamard. URL ">https://twitter.com/AgnesCallamard/status/1212918159096864768 

  3. ">https://t.me/ahmadzeidabad/1043 

  4. Magnier, E.J., 2020. . @ejmalrai. URL ">https://twitter.com/ejmalrai/status/1213005297943494656 

  5. ">https://t.me/abdollahshahbazi/5049 

  6. Browne, R., 2020. US to deploy thousands of additional troops to Middle East following Soleimani killing. CNN. 

  7. Trump, D.J., 2020. . @realDonaldTrump. URL ">https://twitter.com/realDonaldTrump/status/1213078681750573056 

  8. “The U.S. Army in the Iraq War—۲۰۰۳-۲۰۰۶ (Volume 1): Invasion ● Insurgency ● Civil War” and “The U.S. Army in the Iraq War—۲۰۰۷-۲۰۱۱ (Volume 2): Surge and Withdrawal” (No. 1-58487-777–۴), ۲۰۱۹٫ Strategic Studies Institute and U.S. Army War College Press. 

  9. zeno, 2020. . @zenomek. URL ">https://twitter.com/zenomek/status/1212928817322442753 

  10. Chris Hedges 

  11. Graham E. Fuller 

  12. Craig Murray 

  13. imminent attacks 

  14. Bethlehem Doctrine of Pre-Emptive Self Defence 

پاسخی بگذارید

Your email address will not be published.

*

بروید بالای صفحه