Tag archive

استعاره

به سوی دانایی

خدمات درمانی: اولین یا آخرین راهِ حل؟

نگاه ما به خدمات درمانی یا پزشکی چگونه باید باشد؟ در صورت ناخوشی، آیا مراجعه به این نوع خدمات که ماهیتی صنعتی-اقتصادی-حرفه‌ای دارند را جزوِ گزینه‌های اولیه در نظر می‌گیریم یا آخرین‌ها؟ حرف من در این یادداشت این است که خدمات درمانی را باید به عنوان نوع نوعی فاصله گرفتنِ ضروری و اضطراری در نظر گرفت.

حضور/واقعیت و نمود

کاشان ۳۰ کیلومتر

دو ساعت پیش از تهران حرکت کرده‌اید و قرار مهمی در رشت دارید. سرتان حسابی گرم خواندن متنی است که باید درباره‌اش صحبت کنید. تا این‌جا همه چیز خوب پیش رفته است: تأخیری در کار نبوده؛ قرارها به دقت تنظیم شده‌اند و همهٔ ضروریات سفر سر جایشان قرار دارند. از خواندن خسته می‌شوید. سرتان را بلند می‌کنید و نگاهی به بیرون می‌اندازید. تابلوی کنار جاده به چشمتان می‌خورد: «کاشان ۳۰ کیلومتر». متوجه می‌شوید که سوار اتوبوس اشتباهی شده‌اید. بلافاصله تصویر دیگری در ذهن‌تان نقش می‌بندد: هیچ‌چیز سفرتان سرجایش نیست؛ هیچ‌کدام از ضروریاتی که به دقت مهیا کرده بودید دیگر اهمیتی ندارد؛ هیچ‌چیز خوب پیش نرفته است. در این یادداشت ضمن استفاده از این تمثیل، دربارهٔ اهمیت توجه به نشانه‌ها و آماده بودن برای غافل‌گیر شدن می‌نویسم.

شعر

استعارهٔ من

این مجموعهٔ اشعار ترتیبِ‌ معینی ندارند، اگر چه عنوانِ هر شعر با یک عدد مشخص شده است. این پست شامل اشعار شمارهٔ ۶ تا ۱۰ است.

انسان اقتصادی

در ستایشِ ابهام

انسان مدرن علاقه‌ی عجیبی به زدودنِ ابهام از همه‌ی امور دارد، و آن‌چه را که نتواند نامبهم کند تخریب می‌کند یا از حوزه‌ی فکر و نظرش حذف می‌کند. او این کار را به کمکِ علم و اقتصاد انجام می‌دهد و به کمکِ آن‌ها این افسانه را تقویت می‌کند که همه‌ی پدیده‌ها را می‌تواند به زیرِ یوغِ خود در آورد. این‌گونه است که انسانِ مدرن مغرور، تمامیت‌خواه و خشن می‌شود.

بروید بالای صفحه