فمینیسم و معضلِ بزرگِ آن

در جنسیت توسط

فمینیسم به معنای آرمانیِ آن یعنی برابری زن و مرد یک ایده‌ی همگن و توافق شده نیست، بلکه ما با چندین نوع فمینیسم سر و کار داریم که در رابطه با جریان‌هایِ مختلفِ اجتماعی شکل گرفته‌اند. معضلِ بزرگِ اغلبِ گفتگوها درباره‌ی فمینیسم این است که این جریان‌های مهم را تشخیص نمی‌دهد و در نتیجه مخاطب را نسبت به خود سردرگم می‌کند. برای درک بهتر انواع فمینیسم بهتر است دست کم سه نوع واکنشِ اجتماعی برای رفع تبعیض را از هم تفکیک کنیم.

سیاستِ انقباض و هم‌گرایی

در توسعه توسط

در یادداشت‌ِ قبلی توضیح دادم که توسعه، به معنایِ مرسومِ آن، در تعارضِ ساختاری با عدالت است. به این معنا که این نوع توسعه را «نمی‌توان» در سراسرِ جهان و برایِ همه‌ی ساکنانِ زمین گسترش داد. مطابقِ محکِ اخلاقیِ کانت، آن‌چه که به وضوح قابلِ تعمیم به همه‌ی جهان نباشد غیرِاخلاقی است. اما آیا می‌توان راهی اخلاقی…

دوراهیِ توسعه و عدالت

در توسعه توسط

چالش بزرگ توسعه این است که نمی‌تواند در سراسر جهان گسترش یابد، در نتیجه اصرار بر توسعه‌ به معنای کنارگذاشتن ایده‌ی عدالت است.

پایه‌های تمدن صنعتی

در توسعه توسط

چه اروپا در قرن نوزدهم به قدرتی جهانی تبدیل شد، در حالی که کشوری نظیر چین که تا اواسط قرن هیجدهم وضعیتی شبیه کشورهای پیشرفته‌ی اروپایی داشت چنین نشد؟

آن‌چه چوپانِ دروغ‌گو به ما نمی‌آموزاند

در تفکر پاکیزه و موجز/نسخه‌های صوتی توسط

همه‌ی ما با داستانِ چوپانِ دروغ‌گو آشنا هستیم. روایتِ چوپانی که چندین بار به دروغ فریادِ «گرگ آمد!» سرداد و مردمانِ کمک‌رسان را نسبت به صداقتش چنان بدبین کرد که عاقبت وقتی گرگ‌ها واقعاً آمدند کسی به امدادش نشتافت و گرگ‌ها گوسفندهایِ مردم را تکه پاره کردند. نیتِ اصلیِ این داستان ترویجِ صداقت و راست‌گویی است. اما توجه داشته باشید که می‌توان داستان را به گونه‌ای دیگر نیز تصور کرد: در این یادداشت به آن‌چه این داستان به ما نمی‌آموزد می‌پردازم.

سیاره‌هایی که هرگز استعمار نخواهیم کرد

در عصر تکنیک توسط

استفان هاوکینگ می‌گوید بشر برایِ نجاتِ خود از خطر خودساخته‌ی انقراض، باید به فضا سفر کند و سیاره‌های دیگر را استعمار کند. شاید او نمی‌داند که ما قرار است رویِ زمین باقی بمانیم و آینده‌مان همین‌جا رویِ زمین، و نه در آسمان، رقم خواهد خورد؟

بروید بالای صفحه